چگونگي ساخت ظروف سفالي
تعريف علم شيمی
شيمي علمي است زنده و پويا كه ويژگيهاي كمي و كيفي ساختارمواد و چگونگي تغيير و تبديلات آنها را بيان مي كند.دوره هاي تكاملي شيمي1-دوره تجربي تا 600 سال پيش از ميلاد، انسان به طور تجربي به ساخت ظروف سفالي و مسي و پختن نان و دارو مي پرداخت بدون اينكه بدانند در فرايندهاي فوق چه اتفاقاتي مي افتد.2-دوره فلسفه يوناني و استحالهاساس عملكرد يونانيان تلاش براي پيدا كردن اصولي بود كه طبيعت را بهتر بشناسند. در اين راستا دو نظريه در آن زمان اهميت داشت.الف:نظريه تشكيلات چهار تائيبر اساس اين نظريه كليه مواد، به نسبتهاي مختلف از چهار عنصر "آب، هوا، آتش و خاك" تشكيل شده اند.ب:نظريه استحاله يونانيان عقيده داشتند كه ماده از واحدهايي به نام اتم تشكيل شده اند كه شكل اتمها در هر ماده با ماده ديگر متفاوت بوده و با تغيير دادن شكل اتمها مي توان عنصري را به عنصر ديگر تبديل كرد كه به آن استحاله مي گفتند برخي استحاله را بدون اعتقاد به وجود اتم قبول داشتند.3-دوره كيمياگرياز300 سال پيش از ميلاد تا سال1650 ميلادي روش تجربي باستانيان و آيين فلسفي يونان درهم آميخت و كارهاي زيادي نظير تقطير،تبلور،تصعيد صورت گرفت.در آن زمان عقيده بر اين بود كه فلزات در طبيعت همواره به يكديگر تبديل مي شوند بخصوص فلزات سعي بررسيدن به كمال خود يعني طلا را دارند و كلاً عامل اين تغييرات را سنگ فلسفه مي خواندند كه بعدا"توسط اعراب اكسير ناميده شد.4-دوره فلوژيستون (Phlogiston) از سال 1650 تا 1790 ميلادي عقيده بر اين بود كه مواد قابل احتراق داراي يك عنصر آتشين (فلوژيستون) مي باشند كه در پديده احتراق به واسطه گري هوا از ماده خارج ميشود. مثلا" زغال كه يك ماده قابل احتراق است مقدار زيادي فلوژيستون دارد كه به هنگام سوختن زغال از آن خارج شده و خاكستر را به وجود مي آورد كه زغال بدون فلوژيستون است پس بر اساس اين عقيده زغال عبارتست از"خاكستر+ فلوژيستون" مقدارزيادي فلوژيستون + خاكستر زغالرابطه سوختن زغال امروزه به اين صورت نوشته مي شود: گازهاي اكسيژن دار+خاكستر اكسيژن هوا+زغالطبق نظريه فلوژيستون موادي كه قابليت احتراق آنها ناچيز است نظير فلزات فلوژيستون آنها نيز كم است.وقتي فلزي در هوا بسوزد به calx [اكسيد فلز] و مقدار كمي فلوژيستون تبديل ميشود.مقداركمي فلوژيستون + كالكس فلز فلزبرعكس رابطه فوق براي بدست آوردن فلز خالص،كالكس را با زغال مي گداختند و اعتقاد بر اين بود كه فلوژيستون زغال به كالكس كه از اين نظر فقير بود منتقل مي شود و لذا زغال به خاكستر وكالكس به فلزتبديل مي شود .خاكستر زغال + فلز زغال+ كالكس فلزبرطبق نظريه فلوژيستون تركيب هر فلز عبارت بود از: "كالكس+ فلوژيستون" و اعتقاد بر ...
مفاهيم نقوش بر سفال دوران پيش از تاريخ
برزين، پروين. "مفاهيم نقوش بر سفال دوران پيش از تاريخ". دوره 16، ش 184 و 185 )بهمن و اسفند 56): 103-109، تصوير. خلاصه: نقوش برروي سفالها جهت پي بردن به نحوه زندگي، معيشت و معتقدات مردم و جوامع ابتدايي ـ مشخصات ظروف سفالي در هزاره چهارم ق-م و شيه ساخت آن - كاربرد نقش برروي سفال براي مردم جوامع ابتدايي ـ انواع خطها: خط ساده، متقاطع و هندسي و انواع نقشها: حيوان، خورشيد، ماه، پرونده، طرح انسان. مفاهيم نقوش بر سفال دوران پيش از تاريخ پروين ـ برزين شناسائي هم آهنگ فرهنگ ، آداب ، احوال و چگونگي وضع و طرزتفكر و معتقدات مردمي كه هزارها سال قبل درمراحل ابتدائي زندگي ميكردند مستلزم آنست كه از علوم مختلف چون باستانشناسي، تاريخ و علوم اجتماعي ياري گرفته شود: چرا كه هر يك از آنها مكمل ديگري است تا قبل از پيدايش خط تنها باستانشناسي منبع و مأخذ اطلاعات بود زيرا اسنادي در اختيارميگذارد كه مؤيد وجود شكل و نحوه ابزار و وسائلي است كه مردم دورانهاي گذشته مورد استفاده قرار ميدادند مثلاً ظروفي كه در آن غذا ميخورند ، لباس و پوششي كه داشتند، حيواناتي كه از و جودشان جهت سواري و تغذيه استفاده ميشد و خانه هائي كه در آن سكني ميگزيدند. پژوهشهاي باستانشناسي همچنين در كليه مسائل و تحولات مربوط به جنبه هاي مادي زندگي چون شروع جمع آوري دانه و ريشه نباتي براي تغذيه تا كشاورزي، آبياري ، نخستين مراحل تجارت و غيره روشنگرو آموزنده بوده است. نگارنده سعي دارد نقش و نگارهاي روي ظروف طرف استفاده مردمان آن دوران را شرح دهد چه، همي نقش ها است كه زائيده معرفت، دانش و اعتقادات آنها يعني افرادي بي بهره از توانائي خواندن و نوشتن و حيوان پرست و حرافاتي است. در عين حال سعي ميشود موارد استفاده نقوش تا حد امكان با اشاره به مدارك و شواهد موجود بحث و توصيف گردد. انگيزه زيبا پسندي از جمله خصائصي است كه از بدو آغاز تمدن تا به امروز الهام بخش بشر بوده و اين امر حتي در مورد ظروفي كه طرف استفاده عادي و روزمره انسانها بوده صادق آمده است. ايرانيان در ساختن ظروف منقوش مهارت و استادي نشان داده اند و با مقايسه آنچه ساخته اند با اشياء همزمان سرزمينهاي ديگر به اين نتيجه ميرسيم كه نظاير ظروف منقوش ايراني به ندرت شناخته شده است . از اين رو ميتوان ايران را زادگاه اوليه ظروف منقوش دانست و پيدايش نخستين آنرا توسط سفال سازان ايراني بشمار آورد . از آثار باقيمانده تمدن قبل از تاريخ اين طور تصور ميشود كه نقاشي روي اشياء از هزاره چهارم قبل از ميلاد معمول گرديده است. ظروف سفالي اين دوران با دقت بسيار ساخته شده و در كوره هاي اصلاح شده پخته گرديده اند از شكل ظروف ...
تاريخ هنر و معماري در ایران (1)
كهنترين مرحله زندگي بشر در ايران، چنانكه نوشتهاند تمدن خاص عصر سنگ و مربوط به 12000 تا 10000 سال پيش است. اين مسأله نخستين باراز سوي پروفسور كارلتون. س. كون كه درسالهاي 1949ـ1951 درمأموريت دانشگاه فيلادلفيا در ايران كار ميكرد، با شناسايي غارهاي مسكوني نزديك بهشهر درمازندران به نامهاي غاركمربند وهوتو، به اثبات رسيد. همچنين درسال 1949 آثاري از انسان پيش ازتاريخ ازسوي پروفسور رومان گيرشمن فرانسوي در حفاري غاري درتنگ پبده در كوههاي بختياري واقع در شمال شرقي شوشتر، به دست آمد.در غارهاي ديگر مانند غار شكارچيان در بيستون كرمانشاه و كنجي در خرمآباد و… آثار زيست و ابزار و سلاحهايي از سنگ ناصاف مربوط به دوران حجر يافت شد. در كنار اين ابزار سنگي، در غارهاي دره ميرملاس در لرستان براي نخستين بار با نقاشيهاي ديواري مربوط به اواخر دوره سنگ يعني در حدود 6 يا 7 هزار پيش روبهرو ميشويم. كاوشهاي تپه گنج دره در كرمانشاه نشان داده است كه در حدود 9000 سال پيش انسانهايي در آن ناحيه سكونت داشتهاند و مرحله غارنشيني و شكار حيوانات را گذرانيده و وارد مرحله شهرنشيني و كشت غلات و گلهداري شده بودند. امّا نخستين مرحله ازاكتشافهاي بزرگ از هنر ايران ماقبل تاريخ، از حفريات شوش در خوزستان به دست آمده است. آثاري همچون دشنههاي سنگي ظروف سفالي ديگهاي سنگي، مجسمههاي كوچك گلي از حيوانات يافت شده است. علاوه بر شوش، در تپه گيان نزديك نهاوند، تپه سيلك نزديك كاشان، تورنگ تپه نزديك گرگان، تپه حصار نزديك دامغان، چشمه علي نزديك شهر ري و لرستان و آذربايجان، حفرياتي به عمل آمده و آثاري كشف شده كه همگي تأكيدي است بر تمدن كهن اين سرزمين. ساكنان اين تپههاي باستاني براي تهيه غذا، به دامپروري و كشاورزي روي آوردند و براي ابزاري كه موردنياز بود، ابتدا ازسنگ، سپس سفال و آنگاه از فلز وسايل زندگي خود را تأمين ميكردند. با توجه به يافتههاي باستاني، ميتوان گفت كه پيش از پيدايش خط نيز، ايران در زمينه پيشرفت صنايع تاريخ بلندي داشته است: ابزار سنگي و سلاحها و زينتآلات فلزي و اشياء سفالي كه از طبقات مختلف فلات ايران به دست آمده، نشانگر تمدن مردمان اين سامان در اعصار قديم است. حفريات تپههاي سيلك كاشان، حاوي گنجينه زيبايي از آثار سفالي خام و پخته و منقش است. و در برخي از طبقات اين تپه، كهنترين آثار دوره سنگ مانند تبرهاي سنگي تراشيده و صيقلي به دست آمده است. در كاوشهاي تپه حصار در دامغان، سفالينههاي منقوش متعلق به دو الي سه هزار سال پيش از ميلاد، و همچنين حفريات تپه گيان در نهاوند براي شناخت تاريخ تمدن عصر سنگ اين سرزمين بسيار مهم ...
ایلامی ها
مهمترين تمدن ايران قبل از ورود آرياييها(از 3000 – 645 قبل از ميلاد) تمدن ايلام در حوزه رود كارون پديدار شده است و كشور سرزمين ايلام شامل: خوزستان ، لرستان، پشتكوه و كوههاي بختياري بوده است. همچنين قسمتهايي از كردستان و كرمان را نيز در بر مي گرفته و حدود آن از غرب به دجله و از شرق قسمتي از پارس، از شمال امتداد راهي كه از بابل به همدان مي رفت از جنوب خليج فارس تا بوشهر بوده است. مهمترين شهرهاي آن شوش، در نزديكي انديمشك و ماداكتو در ساحل رود كرخه و خانواده يعني خرم آباد امروزيست. از نژاد ايلاميان هنوز اطلاع دقيقي در دست نيست ولي گروهي اعتقاد دارند كه آنان از نژاد سياهان بوده اند. كهن ترين زبان آنان آنزاني بوده كه در ابتدا استفاده مي شده ولي حدود 3000 سال پيش از ميلاد متروك شده و جاي آن را زبان سومري و زبان هاي سامي گرفته است هر چند كه پس از گذشت زمان مجددا زبان آنزاني مقام و منزلت خود را باز يافته است. نام سرزمين باستاني ايلام به صورت Hat\Hal-tam-ti و صورتهاي مشابه آمده است. اين نام در خط سومري در صورت هزوارشي Nim.ki نوشته شده كه به صورت Elam(a) (در سومري) و Elamtu (در اكدي) خوانده مي شده است از واژه Hal-tam-ti و نام امروزي ايلام يا عيلام كه در جهان مرسوم شده است ، برگرفته از گونه نوشتاري در عهد عتيق است متاسفانه شيوه نگارش سومري ونوشتاري عهد عتيق بي توجه به اصل واژه براي برخي اين گمان را ايجاد كرده است كه ايلام يا عيلام را واژهاي سامي، هم ريشه با علي –يعلوا عربي بپندارند و آن را به نادرست و ناروا سرزمين بلند معني كنند. خط ايلامي از انواع خط ميخي بوده و با خط بابلي و آشوري تفاوت داشته است. كتبيه هايي كه از اين زمان بدست آمده به زبان بابلي و سومري نگاشته شده است. مهمترين دوران در تاريخ ايلام دوران ايلام ميانه است كه به عصر طلايي ايلام نيز معروف است و پژوهشگران اين دوره را دوران موج شكوفايي تمدن و قدرت ايلام دانسته اند. از نظر اعتقادي از مذهب اين قوم آگاهي درستي در دست نيست ولي آنچه مسلم است اينست كه ايلاميان نيز مانند سومريان جهان را پر از ارواح مي دانستند. نام خداي بزرگ ايشان اين شوشيناك بود كه مختص پادشاهان و كاهنان بود مردم ايلام براي پرستش خدايان خود، معابدي مي ساختند كه مجسمه هاي خدايان نيز در آنها نگهداري مي شد. مهمترين اين معابد معبد چغازنبيل در نزديكي شهر شوش به شكل زيگورات كه پلكانهاي هرمي شكل داشته اند ساخته شده است. از مهمترين ويژگيهاي تمدني ديگر ايلاميها ميتوان به ساخت ظروف سفالي، قيري، فلزي ، پيكره سازي، مهرسازي نقش هاي برجسته روي سنگ و معماري اشاره كرد كه بارزترين توانايي هنري آنان را در تزيين ...
سفالگری 2
فصل دوم تزييناتونقوشسفالينه سفالهايبدونلعاب سفالهايلعابدار سفالينه زرين فام يا طلائي تزييناتونقوشسفالينه سفالينه ايراني در آغاز بدون نقش و ساده ساخته مي شد، ولي درطول زمان ذوق و علاقه سفالگران منجر به ترسيم نقوش و طرحهاي گوناگون بر روي سفالينه گرديد. اين نقوش ذوق، تفكر و هنر سفالگران است كه در طول زمان، معمولا با الهام از طبيعت، روي گل شكل گرفته است. در بين طرح و نقوش سفالينه اوليه تا عصر حاضر نقوش انساني از اهميت ويژه اي برخوردار است. بشر اوليه طبيعت گراست، طبيعت است كه آذوقه او را فراهم مي كند، سرپناه او را مي سازد، به او پوشاك مي دهد. ارتباط عوامل گوناگون، سفالگر اوليه با تجربه اي كه از نقاشي در پناهگاهها كسب كرده بود. اين بار بر روي ديگر دست ساخته ايخود، يعني سفال نقش آفريني مي كند. قديمي ترين نقوش انساني بر روي سفال را بايد بر روي قديمي ترين خانه و كاشانه بشر اوليه، يعني غارها جستجو كرد. يكي ازاين سكونتگاهها كه از قديمي ترين آن به شمار مي رود تمدن تپه سيلك است كه متعلق به هزاره پنجم پيش از ميلاد است. نقوش انسان در حال رقص بر روي سفالينه نقش مي بندد با اين تصور و بر پايه باورهاي مذهبي كه خدايان نيز در آسمان و زمين به رقص مشغولند.ساخت تابوت سفالين و ظروف ويژه نگهداري خاكستر مردگان (دوره ساساني) و پيكره ها و هداياي سفالين براي مراسم مذهبي و تدفين متداول شد. ظروف سفالين قبل از لعاب با نقوش كنده، قالبي، مهرزده و افزوده برجسته تزييني مي شد. مدارك باستان شناسي حاكي از آن است كه لعاب قليايي را اشكانيان از طريق مبادلات بازرگاني با سلسله هان بر روي سفالينه چيني منتقل كردند. نقوش انساني در دوره اسلامي تقريبا در انواع سفالينه ياد شده، ديده مي شود، مانند:ظروف سفالين يكرنگ، زرين فام، مينايي، رنگارنگ و نقش كنده. نقوش انساني زماني با سرحيوان و بدن انسان ديده مي شود كه نشان از باورهاي مذهبي دارد. به نظر مي رسد هدف از ترسيم اين نقوش ترجماني از افكار، آداب، رسوم و فرهنگ عامه باشد كه هنرمند با انديشه ها و باورها و افسانه هاي زندگي خود و همنوع خود را به تصوير مي كشد. هنرمند سفالگر در به تصوير كشاندن واقعيات زندگي روزانه ، از نقش رقص درويشان، رقص و سماع صوفيان، اجراي موسيقي ،حتي به تصوير كشاندن واقعه و شهداي كربلا به بهترين وجه موفق است هنرمندي مي تواند خلق كند كه با علوم رياضي، داستانهاي اسطوره اي، عرفان آشنا باشد و بالاخره از علوم گذشته و حال بهره مند بوده باشد تا بتواند خالق اين همه هنرمندي بر روي ظرفي گلي باشد. نقوش انسان بر روي سفالين دردوره متاخر (صفوي – قاجاريه) با ويژگيهاي ...
افسون گردشگران با افسانه
همچنين ايتالياييها در شهر «ورونا» دو قبر نمادين به نام «رومئو» و «ژوليت» ساختهاند و هرساله هزاران گردشگر براي ديدن اين قبرها به اين شهر سفر ميكنند. اين درحالي است كه همه ميدانند که رومئو و ژوليت نام دو شخصيت افسانهاي نمايشنامهي شکسپير هستند و وجود خارجي نداشتهاند.نمونههاي بسياري از اين موارد را در كشورهاي مختلف ميتوان مشاهده كرد. در واقع استفاده از اسطورهها و افسانهها براي جذب گردشگر، يكي از شيوههاي هوشمندانه در اين زمينه است. اينكه هراز گاهي يكي از كشورهاي حوالي خودمان، ادعا ميكنند كه بقاياي كشتي نوح را يافتهاند، يا عنوان ميكنند با دلايلي كه در دست دارند ميتوانند اثبات كنند كشتي نوح بر كوهي كه در بخشي از كشور آنان واقع شده، فرود آمده است، يكي از دلايل جلب توجه و نهايتا جذب گردشگر براي مكان موردنظر است. به طور مثال، در نخجوان آذربايجان كوهي وجود دارد كه مردم محلي معتقدند اين همان كوهي است كه اصحاب كهف در آن به خواب طولاني خود فرو رفتند. و جالب اينكه تنها به همين دليل، گردشگران به سوي آن كوه ميروند و اكنون يكي از مناطق جذب گردشگر در نخجوان است. با اين مقدمه، اين سوال را مطرح ميكنيم كه در كشور ما نقش اسطورهها و افسانهها در جذب گردشگر چگونه است و يا بهتر است بگوييم كه چگونه ميتواند باشد؟ شايد لازم به يادآوري نباشد كه ايران ما از لحاظ تنوع اسطورهها و افسانهها مقام ويژهاي دارد. با اين وجود، ما از اين زاويه، خود را در ميان كشورهاي ديگر دنيا مطرح نكردهايم. امروزه كمتر كسي از همميهنان از تنوع اسطورهها و نقش آنها آگاهي دارد. چنانكه اگر سوال شود مجسمهاي كه در وسط ميدان «حر» وجود دارد، مجسمه چه شخصيت اسطورهاي است، احتمالا كمتر كسي به آن پاسخ درست خواهد داد. از اين موضوع كه بگذريم و نگاهي به اسامي شهرها، قلعهها، مكانها و آثار تاريخي كشورمان بيندازيم، متوجه اسامي اسطورهاي بسياري ميشويم و نامهايي را ميبينيم كه مربوط به افسانههاست: قصر شيرين، قصر بهرام، زيج منيژه، قلعه رستم، قلعه ضحاك، زندان سليمان، تخت سليمان، كوه بلقيس، تخت جمشيد، هفت خوان، فرهاد تراش، شيرين و فرهاد و .... اين اسامي نشان دهندهي اين موضوع هستند كه روزگاري نه چندان دور، چگونه شخصيتهاي افسانهاي و اسطورهاي در باور مردم ايران حضوري فراموش نشدني داشتهاند. اگر ايتالياييها براي رومئو و ژوليت مقبرهي نمادين ساختهاند، ما نيز به شيوهاي ديگر براي اشخاص مورد احترام، قدمگاه و مقبره ساختهايم. به طور مثال در جزيرهي هرمز و در ميان آبهاي خليج فارس، سنگ سياه ...
شوش كهن ترين شهر جهان
...اوج تشكل اجتماعات است ، نخستين سازمان اداري و سياسي در ايران تكوين مي يابد كه پيش ار اين رشته كاوش ها حتي نامي از آن ها در كتب تاريخي نبوده است . اين دوره كه از نظر تاريخي – فرهنگي ، آ« تمدن عيلام آ» ناميده مي شود در آغاز هزاره سوم پيش از ميلاد ( حدود 4900 سال پيش ) در خوزستان پا گرفت و سلسله پادشاهان عيلام مدت 22 قرن بر قسمت هاي جنوبي ، جنوب غربي و تا اندازه اي غرب ايران فرمانروايي داشتند . در كاوش هاي شوش از دوره عيلامي ها آثار معماري فراواني ظاهر شده كه نمودار چگونگي پيشرفت و تكامل فن معماري و ساختماني ( ميانه هزاره چهارم پيش از ميلاد ) است. مهري بدست آمده كه بر روي آن فرم ساختماني كنده شده است و شكل دو اتاق ديده مي شود كه سقف ان گنبدي است ، اين موضوع از جهت تاريخ معماري و هنر داراي ارزش و اهميت فراواني است. نقش مهم ديگري نيز از همين دوره شوش ( تپه ارگ ) به دست آمده كه معبد ديگري را به تصوير كشيده است اين معبد بر روي سكوي بزرگ و بلندي به پا شده است ، برخي بر آنند كه اين تصوير احتمالاً شكل معبد بزرگ شوش است اگر چنين باشد با توجه به اين معبد حدود 6000 سال قبل بر پا شده است، شاهد زنده اي بر پيشرفت فرهنگ و تمدن مردمان اين عصر است.طرح گل نبشته از نوع پيش عيلامي خطي - شوشآثار ارزشمندي از كاوش هاي شوش به دست آمده كه با چند نمونه از آنها آشنا مي شويم :سنگ نبشته ي حمورابي :قانون نامه ي حمورابي در كاوش هاي دمرگان در تپه ارگ شوش در سال 1902 ميلادي كشف و به موزه لوور فرانسه فرستاده شد ، خط اين نوشته از نوع ميخي – بابلي كهن است. اين اثر را به همراه آثار ارزنده ديگري آ« شوتروك ناهونته آ» پادشاه عيلامي حدود سال 1160 پيش از ميلاد طي جنگ سختي به غنيمت گرفته و به شوش آورده است. در سال 640 پيش از ميلاد آ« آشور بانيپال آ» پادشاه آشور ضمن حمله به سرزمين عيلام و شكست سختي كه به اين كشور وارد آورده به اين اثر و ساير آثار عيلامي در شوش آسيب فراوان آورد. حمورابي ( 1750 – 1792 ق.م ) يكي از بزرگترين فرمانروايان بين النهرين و سردار جنگاور ، سياست مدار ورزيده و قانون گذاري دقيق بوده است.سنگ نبشته ي حمورابي قانون نامه ي حمورابي شامل 282 متن قانوني در باب روابط اجتماعي ، پزشكي و حقوقي بين افراد است كه به دو نمونه آن اشاره مي كنيم:128 – اگر شخصي همسري گرفت ولي براي او عقد نامه اي تنظيم نكرد ، آن زن همسر ( او ) نيست.229 - اگر معماري براي شخصي خانه اي ساخت اما در استحكام كار خود دقت نكرد و در نتيجه خانه اي كه او ساخت فروريخت و موجب مرگ صاحب خانه شد معمار بايد به قتل برسد.دو نمونه فوق از قوانين حمورابي است كه اعداد اول آن شماره ...