سخنان بزرگان دربارهی دانایی و نادانی
سخنان بزرگان دربارهی دانایی و نادانی
كسی كه از راه فالگیری، جویای آینده میشود، نادانسته، آگاهی قلبی خود از رویدادهای آینده را كه هزار بار درستتر از پیشگویی هر فالگیری است، نادیده میگیرد.((والتر بنیامین))
هر اندازه هم كه باهوش باشید، به هر روی، به تنهایی نمیتوانید كاری از پیش ببرید.((جفری كروكشنك))
هوش وُ خرد به مرور زمان پیشرفت میكنه، ولی این پیشرفت، ناگهانی نیست.((مارك تواین))
بهترین راه برای درك چیزا، تجربه كردن اوناست. ولی اگه فقط به حدسُ گمون قناعت [=بسنده] كنی، هیچوقت [=هیچگاه] دانا نمیشی.((مارك تواین))
باهوش بودن هیچ اهمیتی نداره، ارزش واقعی [=راستین] تو قلبِ انسانه!((مارك تواین))
هرچه كه میخواهید انجام دهید، مجسم كنید كه انجام دادهاید و سپس از خرد خود بهره بگیرید؛ خواهید دید كه میتوانید آن كار را انجام دهید.((كیم وو چونگ))
تنها كسانی كه پیوسته خود را رشد میدهند و با اشتیاق [=آرزومندی]، كسب دانش میكنند، پیشرفت خواهند كرد.((كیم وو چونگ))
نشانهی نادانی، آن است كه بدون اینكه تلاشی كرده باشیم، امری را غیر ممكن بدانیم.((كیم وو چونگ))
نیروهای بالقوهی بیشتر مردم، فراتر از میزانیست كه از آن آگاهی دارند یا آمادهاند آن را بكار گیرند.((كیم وو چونگ))
هوشمندی و هوشیاری، همواره بهترین رهنمای ما هستند.((لئوبوسكالیا))
شاد كردن یا افزودن بر مناعت طبع [=بزرگمنشی] آدمها، در عمل بسیار آسان است؛ فقط دلی آگاه میخواهد و مهربانی آمیخته با صداقت [=راستی] و كاردانی.((لئوبوسكالیا))
خرد، به هیچ رو، بر دل حكم نمیراند؛ فقط همدست او میشود.((ماینن مك لافلین))
عشق، زادهی احساس است، ولی پروردهی خرد است. اگر این دو آمیزهی جوهری به تعادل برسند، بقای عشق و رشد ما در آن، تضمین خواهد شد.((لئوبوسكالیا))
احساسی كه با خرد همراه نباشد، فقط سبب هرج و مرج و ناآرامی خواهد بود و بس.((لئوبوسكالیا))
هر آدمی، هر اندازه هم خردمند یا دلآگاه باشد، نه تنها اشتباه میكند كه ممكن است در آینده هم به اشتباه كردن ادامه دهد.((لئوبوسكالیا))
آدمی كه از سر نادانی، با من به نادرست رفتار كند، از جوانمردانهترین عشق من بهرهمند خواهد شد؛ و هرچه بیشتر به من شر رساند، خیر من بدو بیشتر خواهد رسید.((بودا))
خردمند كسی است كه بتواند در برابر هر مسألهای، چارههای گوناگونی بیندیشد.((لئوبوسكالیا))
دانش و بزرگی انسان برآمده از سرسپردگی او به امر قدرشناسی است.((روت بندیكت))
به راستی، كسی كه از گفتگو با یك ابلهِ [=نابخرد] مسلم، لذت ببرد، ابله نیست؟((كریستین بوبن))
یك جو بینش، از نیم مَن دانش، ارزشمندتر است.((امثال و حكم ایتالیایی))
ممكن است همهی ما به یك اندازه از دارایی، توان، هوش و آوازه بهرهمند نباشیم، ولی توانایی عشق ورزیدن در همهی ما به یك اندازه است.((لئوبوسكالیا))
عشق، برانگیزندهی والاترین ارزشهای زندگی بشر است؛ برانگیزندهی راستی، دانایی، زیبایی، آزادی، نیكی و خوشبختی.((پیتریم سوروكن))
دانش، همیشه از پی نادانی میآید.((لئوبوسكالیا))
نادانی و بیتدبیری، در بیشتر زمانها، تهدیدآمیزتر از كار نادرستیست كه مرتكب میشویم.((لئوبوسكالیا))
هنگامی كه شما از سابقهی فردی آگاه هستید و میدانید چه گونه آدمیست، دیگر نباید از او رودست بخورید.((جفری كروكشنك))
نادانی و بیخبری، شبیه عفونت است؛ اگر بررسی نشود، به كل نظاممندیها وارد شده و سبب فروپاشی كامل زندگی خوش و سرشار از كامیابی آدمی میشود.((جیم رآن))
در زمانهای سرنوشت ساز انتخاب [=گزینش]، دانش و آگاهیهایی كه كسب كردهایم و بینشی كه از این دانش آموختهایم، یا به ما كمك میكند و یا ما را نابود میسازد.((جیم رآن))
بین آن كس كه بیسواد است و توانایی خواندن ندارد و آن كس كه كتاب نمیخواند، تفاوت [=دیگرگونی] چندانی وجود ندارد. هر دوی اینها نتیجهی نادانی و آسانگیری است!((جیم رآن))
همان گونه كه یك تاجر هوشیار از به كار انداختن سرمایه اش در یك جا پرهیز می كند، مصلحت زندگی حكم می كند كه آدمی چشم داشت همه ی رضایت خویش را از یك گرایش نداشته باشد.((زیگموند فروید))
هر كس كه از هنر تاثیر پذیرفته باشد می داند كه ارزش هنر به مثابه ی سرچشمه ی لذت و تسلی خاطر در زندگانی حدی ندارد.((زیگموند فروید))
دانش باید توهم های متافیزیكی، پیشداوری ها و خرافه ها را پشت سر بگذارد، اما مفهوم عقلانیت (یعنی حقیقت، آزادی و عدالت) را به عنوان سنت از نسلی به نسلی منتقل كند.((زیگموند فروید))
نهفته ترین اسرار ذهن چیزی است كه می توان آن را به هشیاری در آورد.((زیگموند فروید))
بسا مهربانانه به نزد تو می آیند، اما همانا زیركی ترسویان است. آری، ترسویان زیرك اند!((نیچه))
بگریز، دوست من، به تنهایی ات بگریز! تو را از بانگ بزرگ مردان كر و از نیش خردان زخمگین می بینم.((نیچه))
در پس اندیشه ها و احساس هایت فرمانروایی قدرتمند ایستاده است، دانایی ناشناس كه نام اش خود است. او در تن تو خانه دارد: او تن توست.((نیچه))
خرد می گوید: هر كه گرسنه ای را سیر كند، روان خویش را تازه می كند.((نیچه))
به خود می بالند كه دروغ نمی گویند، اما ناتوانی در دروغ گفتن كجا و عشق به حقیقت كجا! هشیار باشید!((نیچه))
دلسوزی ام بر همه ی گذشته از آن [جهت] است كه آن را بازیچه می بینم. بازیچه ی لطف و عقل و جنون هر نسلی كه می آید و هر چه بوده است را پلی بهرِ خود می انگارد.((نیچه))
زیرك ترین خاموشان نزدِ من روشنان اند و راستان و شفافان. بُن آنان چندان ژرف است كه شفاف ترین آبها نیز آن را فاش نتوانند كرد.((نیچه))
آن اهل دانشی كه چشمانی ظاهربین دارد جز نمای همه چیز چه چیز را تواند دید؟((نیچه))
ماهیان همه همین می گویند. آنچه را خود نتوانند پیمود ناپیمودنی می دانند.((نیچه))
به راستی، آن كه روزگاری اندیشه ی خود را اینجا در سنگ بر هم انباشت و بر افراشت، از آن خردمند ترین مردمانی بود كه راز زندگی را می دانند. او اینجا با ساده ترین مثال به ما می آموزاند كه در زیبایی نیز جنگ است و نابرابری و نبرد بر سر قدرت و چیرگی.((نیچه))
خرد اندیشی همچون دمل آگینی [ = آلوده ] است كه پنهان می خزد و هیچ جا روی نشان نمی دهد تا آنكه تن سراپا از دملها پر شود و بگندد.((نیچه))
نادانان، همانا مردم، رودی را مانند زورقی بر آن شناور؛ و در آن زورق، ارزش گذاری ها با وقار و روی پوشیده نشسته اند.((نیچه))
مرد دانا انسان را چنین می نامد: جانوری با گونه های سرخ.((نیچه))
آن زمان كه خوش ترین مزه ها را داری مگذار تو را تمام بخورند. آنان كه می خواهند دیر زمانی در دلها جای داشته باشند این را می دانند.((نیچه))
دانایی بسیار داشتن ما را جوان نگه می دارد، اما بایستی این را نیز برتابیم كه از این بابت ما را پیرتر از آنچه هستیم بپندارند.((نیچه))
هر كس كه با كمال میل می خواهد به وجد درآید و به آسانی بر جهد بالا رود، باید مراقب باشد بی اندازه سنگین نشود، مثلاً اینكه بسیار نیاموزد و نگذارد از دانش آكنده شود. این كار او را كرخت می كند! ای پر شوران، هوای خودتان را داشته باشید!((نیچه))
اگر آدمی زیرك باشد، بهترین كاری كه می تواند بكند، فرزانه بودن است.((نیچه))
انسان آگاه را مردم به آسانی ترسو، متأثر و خرده بین می شمرند.((نیچه))
آن كه اكنون می گوید: "من هیچ چیز را به تجربه نزیسته ام"، ابلهی بیش نیست.((نیچه))
مثل حیوانات از كوه و كمر بالا می روند، احمق وار و عرق ریزان؛ انگار دیگران یادشان رفته بود به ایشان بگویند كه میان راه چشم اندازهای زیبایی هم هست.((نیچه))
درست همانند طبیعت، در دانش نیز نخست، بدترین و بی ثمرترین مناطق خوب پرورش می یابند، زیرا برای این حوزه ها ابزارهای دانش مربوط به آن كمابیش كفایت می كند.((نیچه))
هر چه فرد [ مقتدر ] زیرك تر باشد، جاه طلبی او بیشتر است؛ زیرا افزایش باور به قدرت به مراتب ساده تر از افزایش نفس قدرت است.((نیچه))
شاعران و هنرمندانی كه از سینه تنگی [ = آسم ] رنج می برند، كاری می كنند كه قهرمانانشان بیش از همه نفس نفس بزنند: آنها چیزی از آرام و سبك نفس كشیدن نمی دانند.((نیچه))
اخلاق بازرگان تماماً چیزی جز زیركی اخلاق دزد دریایی نیست: تا آنجا كه ممكن است ارزان خریدن، كمابیش رایگان خریدن و تا آنجا كه ممكن است گران فروختن.((نیچه))
در گفتگوی درازدامنه تر، فرزانه ترین كس نیز یكباره دیوانه می شود و سه باره، نابخرد.((نیچه))
آوازه، همه ی هوش و حواس ات را گرفته؟ پس این آموزه را در گوش گیر: هر از گاهی به دلخواه از ستایش روی بگردان.((نیچه))
خوش دارم هوشیار باشم نه به بانگی بیگانه.((نیچه))
كسی كه آرمان نداشته باشد، كمتر بی بند و بار است تا كسی كه راه رسیدن به آرمانش را نمی داند.((نیچه))
شاید من بهتر می دانم كه چرا بشر تنها حیوانی است كه می خندد؛ تنها انسان است كه به شدت رنج می برد و ناگزیر است خنده را بیافریند.((نیچه))
بشر برای فرار از خدا، طبیعت را عامل همه چیز می داند و در طبیعت، قانونی در كار نیست، بلكه پدیده های طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند.((نیچه))
از خردمندان می خواهم كه به دنبال حقیقت نروند، چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد.((نیچه))
پیشداوری درباره اخلاق به این معناست كه نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم.((نیچه))
درست است كه ما عاشق زندگی هستیم؛ اما نه از آن رو كه بدان خو كرده ایم؛ بل از آن رو كه خو كرده ی عشقیم. عشق هیچ گاه بی بهره از جنون نیست، اما جنون نیز هیچ گاه بی بهره از خرد نیست.((نیچه))
فرزانه ترین انسانها برای آسایش خاطر من چنین گفته اند: دریغا كاش امروز نیز چنین می بود! زیرا شر بهترین نیروی انسان است.((نیچه))
افزونی دانش گذشته و افزونی تاریخ، انسان را پژمرده و بزدل خواهد ساخت. در حالی كه انسان باید قادر باشد گذشته را به خدمت حال دربیاورد. البته اگر بتوانیم خوب یاد بگیریم كه تاریخ را وسیله ای برای زندگانی قرار دهیم.((نیچه))
اگر دانش ما تا این اندازه به بی طرف بودن خود می نازد، از آن رو است كه جز كنجكاوی ناسالمِ ناتوانان چیز دیگری ندارد.((نیچه))
حتی از میان دلیرترین كسان مان، چه اندك اند آنان كه دانایی خویش را تاب توانند آورد.((نیچه))
باری؛ بدترین چیز خرد اندیشی است. به راستی؛ شرارت به كه خرداندیشی!((نیچه))
فرد خلوت نشین می گوید كه حقیقت در كتابها نیست و فیلسوف آن را پنهان می كند. فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن؛ چون می داند كسانی كه او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج كشیدن در دنیا دچار خواهند شد.((نیچه))
بشر به دلیل كسب قدرت به دنبال شناخت است، نه به دلیل تشنگی عقل ناب.((نیچه))
یك دانشمند حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار؛ او كمال بخش نیست، سرآغاز هم نیست؛ او فردی بی خویشتن است.((نیچه))
كسی كه می داند چرا زندگی می كند، چگونه زندگی كردن را هم می شناسد.((نیچه))
این نشان هوشیاری هر ملتی است كه خویشتن را ژرف، ناشی، نیكخواه، صادق و به دور از هوشیاری بداند یا چنین وانمود كند.((نیچه))
آنچه را زمانی بد می دانیم، معمولا پس مانده امری نابهنگام است كه زمانی آن را نیك می دانسته ایم؛ نیاكان آرمانی كهن.((نیچه))
در آمد و شد با دانشمندان و هنرمندان به آسانی مرتكب خطا می شویم، زیرا در پس وجود دانشمندانی جالب توجه، اغلب انسانی میان مایه را می یابیم و در پشت هنرمند میان مایه، اغلب انسانی بسیار جالب توجه.((نیچه))
شادكامی از ستایش در برخی از افراد، گونه ای از احترام قلبی و در حقیقت اقدامی بر ضد خودپسندی عقل است.((نیچه))
اگر بنا بود كه دلایل خود را همراه داشته باشم، آیا نمی بایست اكنون توشه دانی از یادبودها می بودم؟((نیچه))
دانش رشد می كند و دانشمندترین افراد در میان ما در آستانه كشف این حقیقت قرار گرفته اند كه چیز زیادی نمی دانند.((نیچه))
مسئله شعور و آگاهی (یا به طور دقیق تر شناخت خویشتن) از زمانی برای ما مطرح می شود كه متوجه می شویم از چه راهی می توانستیم از آن فرار كنیم.((نیچه))
دانشمند اساساً و ناخواسته نماینده اندیشه دمكراتیك است.((نیچه))
در قلمرو دانش، یقین و اعتقادهای بی چون و چرا جایی ندارند.((نیچه))
زندگی می تواند برای آنهایی كه در جستجوی دانش هستند یك تجربه باشد و نه یك وظیفه.((نیچه))
بعید است كه بتوانیم كسی را تغییر دهیم و اگر زمانی در این تغییر كامیاب شدیم دلیل آن، بی آنكه خود از آن آگاه باشیم چیز دیگری بوده است؛ یعنی ما خود توسط آن شخص تغییر كرده ایم.((نیچه))
آنچه را كه ما از خود می دانیم و در حافظه نگاه داشته ایم، كمتر از آنچه كه فكر می كنیم، در خوشبختی زندگی ما تاثیر دارد. روزی فرا خواهد رسید كه آنچه دیگران درباره ما می دانند (یا فكر می كنند كه می دانند) در زندگی ما دخالت می كند.((نیچه))
مردم دورانهای فاسد، مردمی زیرك و اندیشمند و اهل تهمت و افترا هستند؛ آنها می دانند كه می توان بدون استفاده از خنجر و غافلگیری كسی را كشت و همچنین می دانند كه مردم آنچه را كه خوب بیان شود باور می كنند.((نیچه))
امروزه همه می دانند كه تحمل انتقاد نشانه بارز فرهنگ است.((نیچه))
به احتمال زیاد، دانش طی هزاران سال اسیر وجدان كاذب بوده است و زندگی متفكران بزرگ با تحقیر خود و عقده های پنهانی بسیار همراه بوده است.((نیچه))
بگذار كسانی كه نمی دانند چگونه خود را با تاثیر آتش ما گرم و روشن سازند، از ما بترسند.((نیچه))
افكارم باید مرا آگاه كند كه در چه وضعیتی هستم، نه آنكه فاش سازد به كجا روانم. من بی خبری از آینده را دوست دارم و نمی خواهم به بی صبری و ملاحت چیزهای دیده و شناخته مبتلا گردم.((نیچه))
ای جویندگان دانش، ای عارفان، تا زمانی كه نمی توانید بر خود مسلط شوید و مالك خویش باشید، باید به غارت و فتح بپردازید.((نیچه))
چه كسی را بد می دانی؟ آن كس كه همیشه می خواهد دیگران را شرمسار می سازد.((نیچه))
عادت، دستان ما را هوشمندتر و هوش ما را بی دست و پاتر می سازد.((نیچه))
بسیاری از مردم از نظر شخصیت مادی به اوج كمال می رسند، اما عقل آنها به این مقام عادت ندارد و بسیاری از آدمهای دیگر برعكس.((نیچه))
او یك اندیشمند است؛ یعنی می داند چیزها را چگونه ساده تر از آنچه كه هستند در نظر بگیرد.((نیچه))
می ترسم كه حیوانات، انسان را به صورت موجودی همنوع خود كه عقل سلیم را گم كرده است بدانند.((نیچه))
آن كس كه خود را عمیق می داند تلاش می كند كه واضح و شفاف باشد.((نیچه))
من فكر می كنم كه هنرمندان غالباً نمی دانند بهترین استعداد آنها در كجاست، زیرا بسیار پر مدعا هستند و برای مثال با مشاهده گیاهان سربلند از توجه به گیاهان فروتن غافل می شوند.((نیچه))
هنرمندان پیوسته شكل و عظمت می بخشند و جز این كاری نمی كنند. آنها به ویژه به موقعیت ها و اشیایی شكل و عظمت می بخشند كه اصولاً انسان در آنها خود را خوب، بزرگ، سرمست، شاد، مقدس و عاقل می پندارد.((نیچه))
هر بار كه انسان های بس هوشمند دستخوش پریشانی می شوند، بدبینی دیگران به سخن آنان آغاز می شود.((نیچه))
دردی شدیدتر از آن نیست كه زمانی شاهد و آگاه باشیم و حس كنیم انسانی فوق العاده از راه خویش منحرف و به تباهی كشیده می شود.((نیچه))
پیوسته در طول زمان امری پدید آمده كه برای آن، زندگی بر زمین ارزشمند شده است. برای مثال، فضیلت، هنر، موسیقی، رقص، خرد، معنویت؛ خلاصه امری درهم، متعالی، عالی و الهی.((نیچه))
حماقت های هوشمندان را باور نمی كنیم؛ چه لطمه هایی به حقوق بشر!((نیچه))
تا زمانی كه امری یا كسی را كم ارزش می پنداریم، نفرت نمی ورزیم، بلكه تازه زمانی چنین می كنیم كه آن را همسان یا برتر می دانیم.((نیچه))
در برابر قویترین رانه ی وجودی ما، آن ستمگر وجود ما، نه تنها خرد، بلكه وجدان هم تسلیم می شود.((نیچه))
روانی كه می داند دوستش دارند، اما خودش كسی را دوست ندارد، ژرفای وجودش را آشكار می كند، یعنی آن رسوبها بالا می آیند.((نیچه))
آن كس كه به گونه ای ژرف به جهان نگریسته باشد، بی تردید می داند چه حكمتی در سطحی بودن انسانها نهفته است. این غریزه حفظ خویشتن است كه به او می آموزاند، سطحی، آسان نگر و دروغین باشد.((نیچه))
آموزش را در خانواده، دانش را در جامعه و بینش را در تفكرات تنهایی می آموزند.((نیچه))
بهتر است انسان چیزی نداند، تا اینكه بسیاری چیزها را نیمه تمام بداند. بهتر است كه با عقاید خودمان یك ابله كم عقل باشیم، تا آنكه با عقاید دیگران یك مرد دانشمند به حساب آییم.((نیچه))
با سپردن خود به دست یك مربی آگاه، نه تنها ناتوانتر نمیشوی، بلكه احساس توانمندی بیشتری خواهی كرد.((استیو چندلر))
برای به دست آوردن چیزی كه دوست دارید، هیچ كاری بهتر از گفتگو كردن با خود نیست؛ زیرا هیچكس بیشتر از خودتان به مسایل زندگیتان آگاهی ندارد و باز هم هیچكس بیشتر از خود شما، به مهارتها و تواناییهای شما آگاهی ندارد.((استیو چندلر))
آرزوهای ساده و میانهای كه پیرو منطق و خرد و رای درست میباشد، تنها نزد شمار كمی از افراد یافت میشود.((افلاطون))
برای درك خرد، خرد لازم است؛ برای فرد ناشنوا موسیقی هیچ چَمی ندارد.((والتر لیپمن))
خردمندانهترین اندیشههای ما (اگر بتوان واژهی خرد را به بشر نسبت داد)، آلوده به امیدها و ترسهایمان هستند.((مری وُرتلی مانتگیو))
نفس زبون و فرومایه، آن سان كه پیداست، از درك دانش راستین بیبهره است.((افلاطون))
كسی كه به راستی، عاشق دانش است، باید از همان آغاز كودكی، با همهی توان، جویای راستی بیچون و چرا باشد.((افلاطون))
سرآغاز هوشمندی، نیازمودن چیزهایی است كه هیچ دربارهشان نمیدانید، به ویژه اگر بیشتر از یك دلار خرج بردارند.((ویلسون میزنر))
كسی كه نتواند گهگاه در نقش ابلهان فرو رود، خردمند نیست.((توماس فولر))
هیچ كس خردمند زاده نمیشود.((میگوئل سروانتس ساآودِرا))
اگر شخص همهی دانشها را درك كند، ولی از شناخت اصل خیر و شناخت زیبایی و نیكی بازماند، این سودی تواند داشت؟((افلاطون))
جستار والاترین دانش، همانا رسیدن به اصل خیر است.((افلاطون))
نشان همیشگی خرد، دیدن معجزه [=كاری شگفتانگیز] میان چیزهای مرسوم است.((رالف والدو امرسون))
آگاهی، دانش سازمان یافته است و خرد، زندگی سازمان یافته.((ایمانوئل كانت))
بیان پرسشی بجا، یعنی به نیمهراه خردمندی رسیدن.((فرانسیس بیكن))
درصدد این نباشید كه ردپای فرد خردمندی را بیابید و آن را دنبال كنید؛ آنچه را آنان جستهاند، بجویید.((باشو))
كسی كه دریافته است خردمند نیست، گام در راه خردمندی نهاده است.((پوبلیلیوس سیروس))
نخستین گام در جهت خردمندی، پرسیدن دربارهی همه چیز است و آخرین گام، ارتباط برقرار كردن با همه چیز.((گئورك كریستوف لیختنبرگ))
خرد بدون جسارت، هیچ ثمری به بار نمیآورد.((بالتازار گراسیان مورالس))
من بر این باورم كه خرد یعنی اهمیت بسیار دادن به چیزهای مهمی كه شمارشان اندك است و پشیزی اهمیت ندادن به دیگر چیزها.((سر جان باكن))
خردمندان، همیشه همه چیز را نمیدانند.((رالف والدو امرسون))
فردی كه چیزی نمیداند، ولی میداند كه هیچ نمیداند، دانشآموز است؛ به او بیاموزید. فردی كه میداند، ولی نمیداند كه میداند، در خواب است؛ بیدارش كنید. ولی فردی كه میداند و میداند كه میداند، خردمند است؛ از او پیروی كنید.((مثل آسیایی))
هیچكس تا به حال بر اثر بخت و اقبال، خردمند نشده است.((سنكا))
جرأت خردمندی را داشته باش.((هوراس))
خرد را مانند دنیادیدگان جستجو كن، ولی از دریچهی چشمان یك كودك به دنیا بنگر.((ران وایلد))
اگر خردمندی، با این محدودیت به من پیشنهاد میشد كه باید آن را سربسته نزد خودم نگه میداشتم و با دیگران در میان نمیگذاشتم، این هدیه را نمیپذیرفتم.((سنكا))
دانش، هنگامی كه خرد از راهنمایی ناتوان باشد، چونان اسبی سركش، سوار را این سو و آن سو میبرد.((فرانسیس كوارلز))
خردمندترین فرد كسی است كه حتی یك دَم هم گمان نكرده خردمند است.((نیكولا بوئالو))
خرد، نه با گذشت سالها، بلكه به همت انسان به دست میآید.((افلاطون))
دهان خردمند در قلب اوست.((بنجامین فرانكلین))
كسی كه خردش به كار خودش نرسد، خردمند نیست.((مثل انگلیسی))
با نیك سرشتی میتوانیم خردمند باشیم و با خردمندی، نیك سرشت.((ماری فون ابنر. اشنباخ))
بیشتر زمانها خرد بسیار زود رخ نمینماید و هیچكس نباید آن را به دلیل دیر كردش، انكار كند.((فلیكس فرانكفورتر))
آنچه به راستی فراتر از فهم ماست، خودش را به والاترین شكل خرد نمایان میسازد و درخشانترین زیبایی را دارد.((آلبرت انیشتین))
خردمند است كه میتواند خردمند دیگر را شناسایی كند.((گزنفون))
شاید دانشمندان با از بر كردن آموخته باشند، ولی خردمندان نه.((لارنس استرن))
جز مرد خردمند، كسی نیست كه خود به تنهایی، ضامن [=پذیرفتار] نیكبختی خویش باشد، یعنی در میان مردم، شخص خردمند كمتر از همه، نیازمند وجود دیگران است.((افلاطون))
پندار و گمان، به مراتب مهمتر از دانش است.((آلبرت انیشتین))
مرد خردمند، مرگ را برای خردمند دیگر كه دوست او باشد، امر ترسناكی نخواهد دانست.((افلاطون))
چه جریمهای بهتر و مناسبتر از آن است كه به نادانان میدهند؛ یعنی اینكه از آنان درس میگیرند.((افلاطون))
خردمند، در آنچه نزدیك است، دورترینها را درك میكند.((شون دِزا))
افراد خوب، خوب هستند؛ چون با شكست به خرد رسیدهاند. با كامیابی، خرد اندكی به دست میآید.((ویلیام سارویان))
باید مراقب تجربه كردن چیزهایی كه تنها خرد در آنها نقش دارد، باشیم. دست نگه دارید، مبادا مانند گربهای شوید كه روی لولهی بخاری داغ مینشیند. او برای بار دوم، روی لولهی بخاری داغ نمینشیند. خوب است كه روی لولهی بخاری داغ نمینشیند، ولی او دیگر هرگز روی لولهی بخاری سرد هم نمینشیند.((مارك تواین))
انسان همیشه به دلیل اینكه طرحهای بیشماری دارد، هوشمند به شمار نمیآید؛ همان گونه كه كسی نمیتواند ژنرال خوبی باشد چون شمار زیادی سرباز دارد.((شانفور))
یك راه شانه خالی كردن از مسئولیت، تشویش و آشفتگی، به طور ساده این است كه از آگاهی دربارهی راستی، شانه خالی كنیم.((آبراهام مازلو))
آدمی نه تنها باید از استعدادهای خداگونهی درونی خویشتن آگاهی داشته باشد، بلكه باید محدودیتهای وجودی انسان را نیز بپذیرد.((آبراهام مازلو))
هر پرسش خردمند، نیمی از پاسخ را در خود دارد.((سلیمان ابن گاویرول))
خردی كه تنها از كتابها به دست آمده باشد، خرد نیست.((هوراس))
آگاهی بسنده سبب از بین بردن دشواری میشود و بیشتر، در مراحل گزینش و تصمیمگیری، در انجام دادن یا ندادن كاری از نظر اخلاقی و رعایت اصول اخلاقی، به ما كمك میكند.((آبراهام مازلو))
دانش به خودی خود باید قانون اخلاق باشد، زیرا اگر آدمی، ارزش طبیعی راستی را بپذیرد، در این صورت، اگر خود در خدمت این ارزش طبیعی باشد، همه گونه نتایجی از آن به دست خواهد آمد.((برونوسكی))
دانش، ساخته و پرداختهی بشر و دلبستگیها و كار و كردارهای اوست.((جان چارلز پولانی))
درست است كه تایید یافتهها، پشتوانهی دانش است، با وجود این، اگر دانشمندان، خود را تنها كسانی بدانند كه حق تایید یافتهها را دارند، دچار خطای بزرگی میشوند.((آبراهام مازلو))
تجربه كردن، تنها آغاز دانش به شمار میرود؛ یعنی تجربه، ضروری است، ولی كافی نیست.((آبراهام مازلو))
شناخت و آگاهی به شرایط، به كردار درست میانجامد و كردار درست، بدون داشتن شناخت و دانش، ناممكن است.((توماس جفرسون))
دانش، در بالاترین سطوح پیشرفت انسانیت به گونهای مثبت، با حسی از اسرار، احترام [=بزرگداشت] آمیخته به ترس، فروتنی، نادانی نهایی و حسی از فداكاری، همبستگی دارد.((آبراهام مازلو))
راه میانبر و ایمن به نومیدی و تسلیم [=گردن نهادن] این است كه باور داشته باشیم جایی، طرحی از چیزهایی وجود دارد كه تعارض، مبارزه، نادانی، زیادهخواهی و آز و بدخواهی شخص را از میان میبرد.((دیوید لیلینتال))
هر یك از ارزشهای بودن به اندازهی دیگری دارای اهمیت است و هر یك را میتوان برپایهی دیگری تعریف كرد. هم دانشمندی كه خود را وقف جستجوی راستی كرده است و هم حقوقدانی كه خود را وقف دادگری كرده است، در اصل، هر دو وقف یك چیزند.((آبراهام مازلو))
بهترین شیوهی تدریس اعم از اینكه جستار درس، ریاضی، تاریخ یا فلسفه باشد، این است كه شاگردان را از زیباییهای پیرامونشان آگاه سازیم.((آبراهام مازلو))
هدف آموزش و پرورش راستین این است كه به هشیاری آدمی، تازگی بخشد؛ به گونهای كه نسبت به زیباییها و شگفتیهای زندگی به گونهای مداوم، آگاهی داشته باشد.((آبراهام مازلو))
ما بهایی گزاف برای خردمند بودن میپردازیم. خرد، آسیبزا نیز به شمار میآید.((اوریپید))
كسی كه نمیتواند كمكی به خود بكند، هیچ بهرهای از خرد خود نخواهد برد.((انیوس))
خردمندان از افراد نادان بیشتر میآموزند تا افراد نادان از خردمندان.((كاتو))
تنها در جایی از سكوت است كه میتوانیم جرعهای از خرد دورنی خود بنوشیم.((سو پَتن توئل))
والاترین خردی كه میتوانم به شما بشناسانم، این است: هرگز به دیگران اجازه ندهید افقهایتان را به شما بشناسانند. آنچه را برایتان به چَم كامیابی است، بیابید و سپس، نگاهتان را به آن بدوزید.((كی كوپلوویتز))
ای جویندگان خرد! كاری را بكنید كه من كردهام؛ در مورد همه چیز پژوهش كنید.((هراكلیت))
خردمند شدن را به فردا موكول نكنید؛ شاید خورشید فردا هرگز برنیاید.((كانگریو))
مدارس باید به بچهها كمك كند تا آنها نگریستن به درون خویشتن را یاد بگیرند و از این دانش نسبت به خویشتن، یكسری ارزشها را كسب كنند.((آبراهام مازلو))
اكتشافات مهم علمی نیست كه اشكال میآفریند، زیرا كسب دانستنیها همیشه بهتر از باقی ماندن در نادانی است؛ اشكال در باوری است كه ورای دانستنیها وجود دارد.((آركیبالد مك لیش))
خرد، یكی از بزرگترین و نیرومندترین نیروهای یگانگی ماست.((آبراهام مازلو))
زمانی كه از استانداردها و قوانین بنیادی و باید و نبایدها و قوانین همیشه باید و... هرگز نباید... دیگران آگاهی یابید، روابط تان با آنها سادهتر میشود.((آنتونی رابینز))
زمانی كه دانش ما با انسانیت و ظرافت طبع درهم آمیخته شود، میتواند خرد بیافریند.((كارول اورلاك))
خرد، ویژهی افرادی نیست كه سالها زندگی كردهاند.((كوئین الی))
اگر دریابی امروز به اندازهای كه دیروز گمان میكردی، خردمند نیستی، امروز خردمندتری.((اُلین میلر))
خرد، همیشه با گذر زمان به دست نمیآید. گاهی زمان همچنان میگذرد.((تام ویلسون))
انسان زمانی دندان خرد را میكشد كه لقمهی بزرگتر از دهانش برمیدارد.((مثل ایرلندی))
دانش جستن، چیزی فراتر از آموختن است. دانش جستن، یعنی خردمند زیستن.((ان ویلسون شِف))
خردمندی كه سازوار با اصول و قرارداد است، همیشه تماشاگر چیزی است كه به راستی روی میدهد. شما باید به پشت سر خود بنگرید تا بتوانید پیش رویتان را هم ببینید.((راجر كاس))
دانش بدون خرد، تنها همچون كشیدن انبوهی كتاب بر پشت است.((مثل ژاپنی))
هرچه زودتر خردمند شو؛ نادان چهل ساله، نادان راستین است.((ادوارد یانگ))
كسانی كه خودشان را میشناسند، دیگر نادان نیستند؛ آنان در آستانهی خردمندی قرار دارند.((هولاك الیس))
خرد از هر گونه دارایی، برتر است.((سوفوكل))
بهای خرد، اندیشیدن ابدی است.((فرانك بریچ))
خرد، به كارگیری درست دانش است. دانستن، خردمند بودن نیست. بسیاری هستند كه بسیار میدانند، ولی از هزاران نادان، نادانترند. هیچ فرد دانایی نیست كه به نادانی خود، آگاه باشد، ولی دانستن اینكه چگونه از دانش بهرهگیری شود، نیازمند داشتن خرد است.((چارلز اسپرجن))
كارهای نادرست، پلی طبیعی میان بیتجربگی و خرد است.((فیلیس ترو))
زمانی كه وجود فرد پُر از پیشداوری باشد، فضای اندكی برای خرد میماند.((مالكوم هاین))
خردمندی، یعنی دان
مطالب مشابه :
سخنان بزرگان دربارهی دانایی و نادانی
عاشقانه های زندگی - سخنان بزرگان دربارهی دانایی و نادانی - بی انتهاست این دوست داشتن بی
سخنان بزرگان دربارهی دانایی و نادانی
مجیدالقاصی - سخنان بزرگان دربارهی دانایی و نادانی - به راستی، آن كه روزگاری اندیشه ی خود
جدول توزیع مهارت ها و فعالیت های کتاب درسی مطالعات اجتماعی پایه ی ششم ابتدایی
بهار دانایی - درباره ی بازی ها یا گذران اوقات فراغت در گذشته پرس و جو کنند و در مورد
برنامه ی هفتگی
الفبای دانایی - برنامه ی درباره وب. مهربانی من فهیمه نادری کارشناس ریاضی کاربردی
آگاهی جنسی چیست: به بهانه ی انتشار شماره ی جدید سپیده ی دانایی
سخن آشنا - آگاهی جنسی چیست: به بهانه ی انتشار شماره ی جدید سپیده ی دانایی - تبادلنظر
موجودات باارزش
مزرعه ی دانایی مثلا الان میخوام درباره ی حیوان خیلی باارزشی بنویسم که اسمش ؟؟؟؟گاوه .
برنامه پیدا کردن بزرگترین عدد در بین اعدا یکی ارایه...
جزیره ی دانایی - برنامه پیدا کردن بزرگترین عدد در بین اعدا یکی ارایه - ارزش هر كس به مقدار
عناصر برنامه درسی از دیدگاه ژان پیاژه
دانایی - عناصر ماند وتقریبا در همه ی آثار نظری پیاژه درباره روان شناسی تحول پدیدار
انیمیشن چرخه ی آب
الفبای دانایی - انیمیشن چرخه ی آب - آموزشی ( کلاس اول ابتدایی ) - الفبای درباره وب. مهربانی
برچسب :
درباره ی دانایی