طلاق
مقدمه
تمامي ازدواج ها پس از سپري شدن ايام شادي آفرين عشق و محبت دستخوش گونه اي از بحران و تطابق مي گردد و تمامي زوج ها حداقل چند گامي را در راه از ميان بردن پيوند ميان خود گام بر مي دارند. چرا گام هاي برخي از افراد بلندتر است؟ البته اين پرسش را نمي توان با اتکاي به يک عامل به تنهايي پاسخ داد بلکه مجموعه اي از علل مطرح است که به تنهايي و يا در ارتباط با يکديگر سبب انهدام حيات زناشويي مي شود.
تعريف طلاق
اگر ازدواج را قراردادي بين دو شخص براي زندگي مشترک بدانيم، اين قرارداد همواره دائم نيست و گاهي بنا به دلايلي فسخ مي شود. جريان فسخ قرارداد بين يک زوج را اصطلاحا طلاق مي گويند.
هيچ دختر و پسري در آغاز زندگي و در پاي سفره عقد تصور نمي کنند که ممکن است روزي مشکلات چنان بر او غلبه کند و شرايطي بر او تحميل شود تا دادخواست طلاق داده و به زندگي مشترکش پايان دهد.
طلاق احساس باخت و يا زنده بودن در ارتباط زناشويي است که طرفين آن براي رهايي از اين احساس اقدام به جدايي مي کنند. گاهي طلاق تنها راه منطقي براي حل مشکل به نظر مي رسد. آنچه داراي اهميت است نگرش متفاوت افراد جامعه نسبت به اين پديده است.
طلاق دلايل گوناگوني دارد. اين دلايل متناسب با موقعيت، طبقه و جايگاه اجتماعي زوجين متفاوت است. شناخت عوامل موثر در شکل گيري اين پديده در کنترل و کاهش آن نقش بسزايي خواهد داشت.
دگرگوني در ساختار خانواده
از آنجا که طلاق براي پايان دادن به پيوند زناشويي زوج هاي صاحب فرزند به صورت روش پذيرفتني و قابل دفاعي در آمده است، به اين علت نيز دگرگوني هايي در ساختار خانواده پديد آمده است. وقتي پدر يا مادري براثر طلاق خانواده را ترک مي گويند، کارکردهاي خانواده و نگهداري از فرزندان بايد طوري تنظيم شوند که اين فقدان جبران گردد.
چشمداشت ها و نقش هاي زن و شوهر امروز به شدت تغيير کرده اند اما بيشتر اين دگرگوني ها در مورد زن مصداق دارد. روز به روز به تعداد زناني که کار مي کنند و در درآمد خانوادگي سهيم اند و در خانواده اقتداري به هم زده اند، افزوده مي شود. امروزه بسياري از زنان طبقه متوسط تحصيلاتشان را تکميل مي کنند و پس از ازدواج کار مي کنند تا نخستين فرزندشان به دنيا آيد. اين گونه مادران يا تنها در نخستين سالهاي کودکي فرزندشان در خانه مي مانند و از او مراقبت مي کنند و يا خدمتکاري را براي نگهداري از فرزند يا با سپردن به مهدکودک ها اين نقش را به ديگري مي سپارند تا خودشان بتوانند تمام وقت کار کنند. جنبش آزادي زنان و حرکت هاي زنان (فمينيستي) در تغيير نقش هاي اجتماعي جوامع نوين بسيار موثر بوده است.
برداشت مردم جوامع امروزي از طلاق در دهه هاي گذشته نيز دگرگون شده است. در دهه هاي گذشته طلاق براي مردم جوامع امروزي قابل قبول تر شده است. در گذشته زوج ها بيشتر در کنار هم مي ماندند که احساس مي کردند ادامه زندگي زناشويي شان به مصلحت فرزندانشان است. اما امروزه اين تشخيص وجود دارد که براي فرزندان، طلاق پدر و مادر بهتر از ادامه زندگي خانوادگي پرکشمکش مي تواند براي کودک از طلاق والدين زيانبارتر باشد. (درآمدي به جامعه شناسي، بروس کوئن، صفحه 133)
علل و عوامل موثر در طلاق
تفاوت طبقاتي يکي از عواملي است که با امکانات اجتماعي معمولاديدگاه هاي مختلفي را به وجود مي آورد البته اگر دو نفر آن اندازه از آگاهي لازم برخوردار باشند که اين تفاوت ها را به رسميت بشناسند ازدواجشان منعي ندارد.
در اصل مهمترين دلايل طلاق توقعات نادرستي است که طرفين از يکديگر دارند.در عين حال موارد زير قابل اشاره است:
1- عدم آگاهي جنسي 2- شهرت يکي از طرفين 3- بيماري و يا نقص جسماني 4- نبود امنيت شغلي 5- تضاد فرهنگي 6- فقر مالي 7- عدم درک متقابل افراد از يکديگر
اما يکي از مهمترين عوامل طلاق در جامعه امروز ما بحران شخصيت است. همان بحراني که سبب مي شود ازدواج ها صورت گيرد. بحران تنهايي يا يک خلاء عاطفي خلائي است که باعث مي شود در سن پايين فرد تصميم به ازدواج بگيرد. با ازدواج اين گره يا عقده را از هم بگسلد. چنين افرادي که هنوز به بلوغ رواني کامل نرسيده و آگاهي لازم را جهت ازدواج ها ندارند، فقط براي اينکه تنهايي خود را پر کنند به سراغ ازدواج مي روند. اين افراد نه به روابط جنسي، نه به ماديات و نه به ظواهر و... به هيچ چيز توجه نمي کنند و تنها توجه آنها به تشکيل زندگي تازه و استقلال فردي در نتيجه جدا شدن از خانواده خود است. همين بحران شخصيت باعث مي شود که فرد به هيچ کدام از تفاوت هاي فرهنگي و... با فرد مقابل توجه نکند تا فقط به استقلال فردي دست يابد. پس به طور غيرمستقيم بحران شخصيت طلاق را نيز براي فرد رقم مي زند.
گفته مي شود يک ارتباط جنسي مناسب 60 تا 70 درصد باعث رونق زندگي زناشويي مي شود و متاسفانه ديده مي شود که خيلي از طلاق ها به خاطر نداشتن يک ارتباط زناشويي مناسب است.
فالسام(1) جامه شناس آمريکايي سعي کرده است که علل بحران هاي زناشويي را در چهار دسته زير طبقه بندي کند:
1- عوامل موقعيتي و غيرشخصيتي مانند سلامت بدني، شرايط اقتصادي، مداخله نزديکان، تولد فرزند ناخواسته و به عبارت ديگر گونه اي از بدشانسي
2- نارسايي هاي شخصيتي در يکي از زوجين يا هر دو، مانند گرايش هاي روان بيمارانه، الکليسم، عقيم بودن، گرايش هاي جنسي انحرافي و ساير علائم انحرافات رواني
3- تفاوت ها يا عدم تشابهات شخصيتي از لحاظ سوابق ذهني، اجتماعي، مذهبي، هنري و يا حساسيت ها
4- عدم توافق نقش ها مانند گرايش هاي ناهمسان زوجين و محروميت هاي ناشي از عدم توانايي ازدواج در برآوردن انتظارات هر کدام
بسياري از عواملي که سبب از ميان رفتن ازدواج مي شود ناشي از نقش هايي است که زن و شوهر در زندگي زناشويي خود ايفا مي کنند و آنها را در دوران کودکي و در خانواده قبلي خود آموخته اند. عمل کردن به اين نقش ها غالبا براي هر يک از زوجين حالت ناهوشيار دارد و آنچه که مسئله آفرين است، عدم تناسب آنها با يکديگر و در چارچوب يک کانون خانوادگي است. در ميان اين نقش ها که تنوع زياد دارند مي توان به موارد زير اشاره کرد:
الف) شوهر زير نفوذ زن؛ مرد با پذيرش نقش تابع در خانه پدري و يا در گروه همبازي هايش در زندگي زناشويي نيز تسلط همسرش را مي پذيرد.
ب) زن يا شوهر عزيزدردانه؛ شخصي که در کودکي عزيز پدر و مادر و در نوجواني موردستايش آنها باشد در زندگي زناشويي نيز همين انتظار را از همسرش دارد.
ج) شوهري که مي خواهد او را بپرستند؛ اين چنين فردي غالبا براي پدر و مادرش درحکم خداي کوچک بوده است.
د) حسادت غيرعادي زن يا شوهر؛ اين حالت احتمالاناشي از محروميت هاي عاطفي در دوران کودکي است.
هـ) سردمزاجي زن؛ اين حالت غالبا معلول نارسايي در آموزش زندگي زناشويي است.
و) زن بچه صفت؛ زن مانند دختر کوچک مادرش هرگز اجازه ندارد که بزرگ شود.
ز) شوهر غيرقابل اتکا؛ مردي که اعتقاد دارد تمامي زنان بايد مانند مادرش او را دوست بدارند.
بررسي هايي که در ايالات متحده آمريکا در موارد شرايط مساعد براي ازدواج هاي توام با خشنودي و موفقيت صورت گرفته است عوامل و شرايط زير را موثر مي داند:
الف) تشابه زوجين از لحاظ اعتقادات مذهبي
ب) وجود دوران نامزدي به مدت شش ماه و بيشتر
ج) وجود سابقه مناسب در زندگي خانوادگي و بويژه دوران کودکي زوجين
د) دارا بودن درآمد در حد متوسط به هنگام ازدواج
هـ) تطابق پذيري و قابليت انعطاف زوجين
و) تشابه نسبي سطح آموزش و بالاتر بودن آن
ز) دارا بودن آموزش کافي در زمينه خانوادگي (مقدمات جامعه شناسي، دکتر منوچهر محسني، صفحه 325)
آثار و نتايج طلاق
مهمترين اثري که دارد احساس جدا شدن، تنهايي و منزوي شدن فرد است که اين اتفاق احتمال سوءتعبيرها و حتي خودکشي را افزايش مي دهد و در اينجاست که فرد از زندگي لذت نمي برد و احساس پوچي به او دست مي دهد و با خود مي گويد من براي چه زنده ام؟ حالاچه بر سر من مي آيد؟ از اين پس چگونه بايد زندگي کنم؟ بعد از اين عامل بدبيني فرد نسبت به جنس مخالف و تعميم آن نسبت به همه افراد جامعه شکل مي گيرد. يک عامل که باعث تشديد اين حس مي شود که افراد جامعه نسبت به اين افراد احساس ترحم مي کنند و به آنها برچسب مي زنند، در نتيجه فرد احساس کمبود بيشتر کرده و تنهايي او تشديد مي شود. از طرفي دلسوزي بيش از حد اطرافيان و جامعه نيز باعث مي شود مشکلات روحي افراد مطلقه تشديد شده و جو بي اعتمادي به وجود آيد.
تدابيري براي پيشگيري و کاهش وقوع طلاق
از آنجايي که ناآگاهي در زمينه هاي مختلف يکي از مهمترين عوامل طلاق است، بنابراين مشاوره دادن به افرادي که مي خواهند ازدواج کنند و بالابردن سطح آگاهي آنها، در جهت موفق بودن ازدواج کمک شايان توجهي است. اينکه از وقوع طلاق تا آنجا که ممکن است جلوگيري شود، پيش بيني هايي به عمل آمده و توصيه هايي شده است از جمله:
1- تاکيد فراوان درباره دقت در انتخاب شوهر
2- توصيه مکرر به خوش رفتاري و گذشت از غفلت ها و تخلفات جزئي همسر که در زندگي معمولاپيش مي آيد.
3- تسلط بر نفس که خشم هاي آني غلبه نکنند و اقداماتي عجولانه انجام نگيرد.
4- تشکيل محکمه داخلي خانوادگي براي حل اختلاف دو همسر. [شناخت اسلام، صفحه 322]
اسلام و مسئله طلاق
از نظر اسلام منفورترين حلال ها در نزد خدا طلاق است.(2)
مکانيسم طبيعي ازدواج که اسلام قوانين خود را براساس آن وضع کرده است که زن در منظومه خانوادگي محبوب و محترم باشد. بنابراين اگر به عللي زن از اين مقام خود سقوط کرد و شعله محبت مرد نسبت به او خاموش و مرد نسبت به او بي علاقه شد، پايه و رکن اساسي خانوادگي خراب شده است. يعني يک اجتماع طبيعي به حکم طبيعت از هم پاشيده است. اسلام به چنين وضعي با نظر تاسف مي نگرد ولي پس از آنکه مي بيند اساس طبيعي دين ازدواج متلاشي شده است نمي تواند از لحاظ قانوني آن را يک امر باقي و زنده فرض کند. اسلام کوشش ها و تدابير خاصي به کار مي برد که زندگي خانوادگي از لحاظ طبيعي باقي بماند، يعني زن در مقام محبوبيت و مطلوبيت و مرد در مقام طلب و علاقه و حضور به خدمت باقي بماند.
توصيه هاي اسلام بر اينکه زن حتما بايد خود را براي شوهر بيارايد، هنرهاي خود را در جلوه هاي تازه براي شوهر به ظهور برساند، رغبت هاي جنسي او را اشباع کند و با پاسخ منفي دادن به تقاضاهاي او در او ايجاد عقده و ناراحتي روحي نکند و از آن طرف به مرد توصيه کرده به زن خود محبت و مهرباني کند، به او اظهار عشق و علاقه نمايد، محبت خود را کتمان نکند و همچنين تدابير اسلام مبني بر اينکه التذاذات جنسي محدود به محيط خانوادگي باشد، اجتماع بزرگ، محيط کار و فعاليت باشد نه کانون التذاذات جنسي. توصيه هاي اسلام مبني بر اينکه برخوردهاي زنان و مردان در خارج از کادر زناشويي لزوما و حتما بايد پاک و بي آلايش باشد همه و همه براي اين است که اجتماعات خانوادگي از خطرات از هم پاشيدگي مصون و محفوظ بمانند.
حيات خانوادگي وابسته است به علاقه طرفين نه يک طرف. منتهاي اهانت و تحقير براي يک زن اين است که مرد بگويد من تو را دوست ندارم، از تو تنفر دارم و آنگاه قانون بخواهد به زور و اجبار آن زن را در خانه آن مرد نگه دارد. قانون مي تواند اجبارا زن را در خانه مرد نگهداري کند ولي قادر نيست زن را در مقام طبيعي خود در محيط زناشويي، يعني مقام محبوبيت و مرکزيت نگهداري کند. از اين رو هر زمان که شعله محبت وعلاقه مرد خاموش شود ازدواج از نظر طبيعي مرده است. متقابلانيز با سلب علاقه زن از مرد حيات خانوادگي به پايان مي رسد. به هرحال تفاوت زن و مرد در اين است که مرد به شخص زن نيازمند است و زن به قلب مرد.
حمايت و مهرباني قلب مرد آن قدر براي زن ارزش دارد که ازدواج بدون آن براي زن قابل تحمل نيست. [نظام حقوق زن در اسلام، شهيد مطهري، ص 245]
رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
بهترين مردان شما کساني هستند که براي زنان خود بهترين شوهر باشند.
بهترين زنان شما آنانند که با مهر و محبت باشند، در مراقبت خودشان از نظر حفظ عفت بکوشند، نسبت به شوهر خود حالت نافرماني و تکبر به خود نگيرند، آرايش و خودنمايي آنان براي شوهرشان باشد، در غياب او رعايت امانت و حقوق همسري او بنمايند.
و از حضرت علي(علیه السلام) منقول است:
با پاکدامني خودتان چشم او را از نظر داشتن به ديگران پوشيده و فکر او را از انديشه گناه باز داريد و با او چنان باش که در پناه سنگر خانوادگي و ارضاي اميال مشروع خود، هوس هاي نامشروع پيدا نکند.
نتيجه بحث
در جوامع امروزي عشق و علاقه پرشور يکي از عوامل مهم زندگي زناشويي به شمار مي آيد. پيش از ازدواج يک زوج معتقدند تا زماني که عشق شان به همديگر فروکش نکند، بر هر مشکلي مي توان فائق آمد. آنها بزودي تشخيص مي دهند که آتش عشق پيشين شان فروکش کرده و براي حل مسائل شان بايد راه هاي عملي تري را در پيش بگيرند.
پي نوشت :
1-olsom F
2- منفورترين چيزها در نزد خدا طلاق است. پيغمبر اسلام(صل الله علیه و آله و سلم)
مآخذ:
1- حسيني بهشتي و ديگران، سيد محمد، شناخت اسلام، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران بي تا، ص521
2- کوئن، بروس، درآمدي به جامعه شناسي، ترجمه محسن ثلاثي، انتشارات فرهنگ معاصر، تهران، چاپ دوم 1371، ص352
3- محسني، دکتر منوچهر، مقدمات جامعه شناسي، ناشر: دکتر منوچهر محسني، تهران چاپ ششم 1369، ص352
4- مطهري، شهيد مرتضي، نظام حقوق زن در اسلام، دفتر انتشارات اسلامي، تهران، چاپ نهم، 1359، ص359
منبع: روزنامه رسالت
/س
مقاله دیگر
همه آنچه میخواهید درباره طلاق بدانید
کتاب > مرور - حمید رضا امیدی سرور:نگاهی به کتابشناسی آسیبهای اجتماعی(طلاق)، تألیف: محمدعلی کرباسی
واژه طلاق از دیرباز در فرهنگ مردم این دیار از بار معنایی خاصی برخوردار بوده است.طلاق بیش از آنکه معلول یک سری ناهنجاریهای خانوادگی باشد که ناخواسته و از سر اجبار پیش میآید، یک گناه تلقی شده است.
اینگونه بوده که نهفقط در گذشته بلکه هنوز هم شاهد هستیم که بسیاری از زوجها در یک شرایط منطقی که طلاق بهترین راهحل ممکن برای رهایی از مشکلات محسوب میشود، ترجیح میدهند برای آنکه چنین مهری بر پیشانی نداشته باشند، به ماندن در این شرایط ادامه داده و صبر و تحمل پیشه کنند؛ تحمل شرایطی که بهبودیای برای آن نمیتوان متصور بود.
وضع قوانین موجود نیز کموبیش از چنین فرهنگ، تلقی و ذهنیتی منجر شده که در افکار عمومی وجود دارد. درست است که با جلوگیری از تعجیل در امر طلاق میتوان تا اندازهای از آمار طلاق کاست و مانع جدایی زوجهایی شد که بدون دلیل کافی و صرفا با لجبازی و عجله به چنین تصمیمی رسیدهاند، اما طولانیشدن بیش از حد زمان طلاق برای کسانی که چارهای جز جدایی ندارند، کشدادن اوضاع و احوالی جهنمی است که میتواند ناهنجاریهای خاص خود را به دنبال داشته باشد.
اما به هر حال حقیقت این است که در کشور ما به آن سهولت که ازدواج میسر میشود، طلاق ناممکن است، در حالی که سهولت در امر ازدواج در نهایت منجر به افزودهشدن آمار طلاق میشود؛ آن هم با تمام دشواری طلاق و سنگاندازیهایی که جلوی پای طرفین میشود تا شاید از تصمیم خود منصرف شوند.
به هر روی طلاق یکی از مهمترین ناهنجاریهای خانوادگی و اجتماعی است که در جامعه ما روندی روزافزون و رشد چشمگیر داشته است، بهگونهای که نشان میدهد با وجود همه موانع یا ذهنیت منفیای که در جامعه نسبت به آن وجود دارد، این مسئله میرود تا به امری بسیار رایج بدل شود و قبح آن نیز تا حد زیادی در میان مردم از بین برود.
رشد چشمگیر آمار طلاق در مقایسه با آمار ازدواج در جامعه ایرانی امری است که ضرورت بررسی آن از جنبههای مختلف احساس میشود و بنا به این ضرورت نیز همهروز شاهد مقالات، سخنرانیها، برنامههای تلویزیونی و رادیویی و یا کتابهایی هستیم که بهشکلی گسترده به این مقوله میپردازند.
اما به هر حال مشکل همچنان پابرجاست.مسئله قبح طلاق در فرهنگ ایرانی، نکتهای است که نویسنده کتابشناسی آسیبهای اجتماعی (طلاق) نیز به آن توجه داشته و ظاهرا با تاکید بر اهمیت یا حتی با باور کامل به این مسئله به سراغ این حوزه رفته است.
او در مقدمه کتاب مینویسد: «در ابتدا تصمیم بر این بود که اسم این کتابشناسی را «کتابشناسی طلاق» بگذارم، ولی احساس کردم که افتادن چنین اسمی بر سر زبانها و عادیشدن تکرار آن، ممکن است به نوبه خود از قبح عنوان «طلاق»کم کند، لذا ترجیح داده شد که نام کتاب در پس عنوان «آسیبهای اجتماعی» آورده شود، به همین دلیل، عنوان «کتابشناسی آسیبهای اجتماعی (طلاق)» برای کتاب انتخاب شد.»(ص19)
به هر حال با چنین رویکردی که حاصل توجه و اهمیت نویسنده به طلاق به عنوان عملی که درنظر عرف پسندیده نیست اما به دلیل رشد روزافزون آن ضرورت پرداختن به آن احساس میشود، نویسنده کتاب کوشیده است به سهم خود گامی در این جهت بردارد.
در میان انبوه کتابهایی که در زمینه طلاق منتشر شدهاند، کتابشناسی آسیبهای اجتماعی (طلاق) اثری است متفاوت و البته در نوع خود کارآمد. تفاوت کار در آن است که اکثریت قریب به اتفاق کتابهایی که با موضوعیت طلاق و یا مباحث مرتبط با آن منتشر شدهاند در اشکال و قالبهایی مشخص و تکراری جای میگیرند.
برخی از این کتابها میکوشند با ارائه راهکارهایی برای موفقیت در ازدواج، از طلاق جلوگیری کنند، برخی دیگر راهحلهایی برای خروج از بحرانهایی که به طلاق میانجامد، ارائه میدهند و یا پارهای از کتابها با بررسیهایی موضوعی یا موردی به تحلیل ناهنجاریهایی میپردازند که زمینهساز طلاق هستند و... .
به هر حال در همه این کتابها بسته به میزان دانش و آگاهی نویسنده موضوع طلاق از منظرهای مختلف مورد بررسی قرار میگیرد و اینکه تا چه اندازه مفید و مثمرثمر واقع میشوند، بحث دیگری است که در این مجال قصد طرح آن نیست.
اما کتابشناسی آسیبهای اجتماعی (طلاق) همانگونه که از نامش نیز پیداست با الگویی دیگر و کاملا متفاوت شکل گرفته است؛ الگویی که چگونگی آن بیش از هر چیز تابع بحث مخاطبشناسانه است. در واقع آنچه محتوا و شکل کار را در این کتاب رقم زده است، نوع مخاطبانی است که برای کتاب فرض شده و محدودهای که این مخاطبان در آن جای میگیرند.
اگرچه اغلب کتابها در این حوزه به نیت ارتباط با مخاطبانی از طیفهای مختلف منتشر میشوند و به نیت کاربردیشدن آنها به طور مستقیم برای استفاده مخاطب عام یا مورد استفاده قرار گرفتن برای متخصصان و صاحبنظران، شکل میگیرند اما محمدعلی کرباسی، مولف این کتاب با محدود کردن دایره مخاطبان خود اثری را ارائه کرده که کتابی است کاربردی برای نویسندگان، محققان یا کارشناسانی که قصد استفاده و شناسایی منابع مختلف در این حوزه را دارند.
در واقع مخاطب عام و یا حتی خاص در این کتاب چیزی جهت مطالعه مستقیم نمییابد، مگر آنچه به رسم کتابشناسیهای حوزههای مختلف، در چنین آثاری میتوان یافت؛ فهرستی از منابع مکتوب و موجود که میتواند راهنمای محققان و علاقهمندان این موضوع باشد.
محمدعلی کرباسی در پیشگفتار کتاب با اشارهای کلی به مسئله طلاق و پیامدهای آن در کشورهای مختلف و ارائه آماری که نشاندهنده شرایط کنونی آن در برخی جوامع است، چنین نتیجهگیری میکند: «نتیجه اینکه وضعیت خانواده در حال حاضر، نیاز به برنامهریزی همهجانبه دارد و آدمی برای کاهش آسیبهایی که به او وارد میشود،
اگر وضعیت مطالعهشدهای داشته باشد، میتوان امیدوار بود که فقط از شدت فشارهای ناخواسته و اختلالات، کم کند و با در نظر داشتن آنچه در اثر تحقیقات و مطالعه خود به دست آورده، وضعیت برنامهریزیشدهای را پیش پای خویش قرار دهد که قابل کنترل باشد و از شدت تخریب و آسیبزایی کم کند.»
(ص17) در واقع آنگونه که به نظر میآید نویسنده با این نتیجهگیری و اهدافی که در آن قابل ردیابی است، کوشیده که در افقی وسیع و فراگیر مصالحی را معرفی کند که هر محقق و نویسندهای در این حوزه نیازمند استفاده از آنهاست.
او برای روشنتر شدن افق مورد بحث سؤالاتی را در پیشگفتار کتاب پیشروی مخاطب میگذارد که اگرچه از کیفیتی کلینگرانه برخوردارند اما درمجموع با توجه به آمار ارائهشده قرار است ضرورت یک برنامهریزی درست و مدون برای کاستن از ناهنجاریهای طلاق در جامعه ایرانی را تایید کند؛
برنامهریزی و تحقیق مفصلی که نویسنده آن را در رسیدن به «خانواده سالم در ایران» بسیار مفید ارزیابی کرده و آن را حاصل تحقیقی گسترده در یک سازمان پژوهشی که شامل گروههای متفاوت است، میداند.
به هر روی با چنین هدف و نیتی نویسنده آنگونه که خود اشاره میکند با صرف25 هزار نفر ساعت در مجموعه این کتابشناسی که در 3 جلد منتشر شده است (جلدهای اول و دوم پیش از این چاپ شدهاند)، به معرفی بیش از 7500 کتاب، پایاننامه دانشگاهی و مقاله پرداخته است.
در واقع نویسنده مدخلهای کتاب خود را بهگونهای تنظیم کرده است که هر آنچه را که به لحاظ زمانی تا آخر پاییز 1384 وجود داشته، دربرمیگیرد؛ منابعی که علاوه بر کتاب، پایاننامه تحصیلی، مقالات، اخبار و حتی داستانهایی که به این موضوع مرتبط هستند را نیز در برمیگیرد.
کرباسی درباره نحوه انتخاب منابع چنین مینویسد: «در انتخاب منابع برای درج در این کتابشناسی، اولویت به مسائل و اتفاقات و یافتههای مربوط به خانواده در ایران داده شده و کمتر به مسائل جاری خارجی و خانوادههای غیرایرانی پرداخته شده است.
هرچند که در مواردی خاص به اخبار و اتفاقات خارجی نیز توجه شده که بیشتر برای بهرهگیری در تنظیم برنامههای مربوط به خانواده سالم در ایران، زیر عنوان «ویژگیهای خانواده در سایر کشورها» آورده شده است.
منابعی جهت درج در این کتابشناسی آورده شده که مطالب آنها به نوعی با طلاق در ارتباط بوده و بتواند شکل و زاویهای از مسائل و موضوعات طلاق را روشن کند...» (ص20)نویسنده کتاب اگرچه تاکید خود را بنا به ضرورتهایی روی معرفی منابع(عمدتا) ایرانی گذاشته است اما در مقدمه کتاب اشارهای نیز به برخی امکانات که میتوانند چنین منابعی را ارائه کنند، دارد.
برای نمونه اینترنت و پایگاههای گوناگون موجود در آن (که در جلد دوم کتاب به برخی از آنها اشاره شده) یا سیستم مرلاین و آنلاین مستقر در کتابخانهها یا مراجعه به شمارههای برخی نشریات مهم در این حوزه از چشم او دور نمیماند و لااقل در یک اشاره گذرا هم که شده به آنها میپردازد.
او همچنین در مقدمه کتاب اشارهای به نحوه گزینش منابع وچگونگی آنها در تقسیمبندیهای مختلف دارد تا در حد نیاز مخاطب با ذهنیتی درست به سراغ این کتابشناسی رفته و از امکاناتی که در شناسایی منابع در اختیارش میگذارد، استفاده کند.
کتابشناسی آسیبهای اجتماعی (طلاق) علاوه بر یک پیشگفتار و یک مقدمه، از 16فصل، تشکیل شده است. در انتهای کتاب فهرستی از منابع کتاب و همچنین نمایههایی از جنبههای مختلف تنظیم شده است، از نمایه نامها و اماکن گرفته تا کتابها، ناشران، اصطلاحات و موضوعات.
فصلبندی کتاب نیز باتوجه به جنبههای مختلفی که در حوزه طلاق وجود داشتهاند، شکل گرفته و از چنین عناوینی برخوردار است: ویژگیهای خانواده، کلیات مسائل طلاق، تاریخ طلاق، انواع طلاق، آمار طلاق( در ایران و سایر کشورها)، روانشناسی طلاق، جامعهشناسی طلاق، مردمشناسی طلاق، جمعیتشناسی طلاق، ادبیات طلاق، سینمای طلاق، طلاق و دین( طلاق در اسلام و دیگر ادیان)، حقوق طلاق، علل طلاق، عوارض طلاق (عوارض اجتماعی، روانی و...) و پیشگیری از طلاق ( بهداشت روانی خانواده).
با این تقسیمبندی نسبتا جامع مخاطب کتاب میتواند باتوجه به موضوع موردنظر خود و ویژگیهایی که از آن برخوردار است، با مراجعه به هر یک از فصول کتاب با مدخلهای بسیاری روبهرو شود که تقریبا فهرست کاملی است از هرآنچه در این زمینه به فارسی نوشته و مکتوب شده؛ منابعی که آگاهی از آنها میتواند تا حد بسیار زیادی کار پژوهشگر را با سهولت همراه سازد.
شیوه تنظیم مدخلها در هر فصل به صورت ترتیب الفبایی است که باتوجه به عنوان کتاب،مقاله یا پایان نامه تنظیم شده است و علاوه بر شماره ترتیبی که نشان دهنده آمار تعداد منابعی است که از جلد نخست تاکنون معرفی شدهاند، آدرس دقیق منبع موردنظر، دربردارنده چکیده مختصری است از آنچه در منبع مورد نظر، مخاطب کتاب میتواند بدان دسترسی داشته باشد.
در واقع مهمترین ویژگی کتاب نیز که آن را از بسیاری آثار مشابه متمایز ساخته و شکل کاربردیتری به آن میبخشد، همین چکیده و مختصری است که در معرفی و مشخص ساختن خط و خطوط محتوای منبع مورد نظر آورده شده است؛
به ویژه آنکه برخورداری از این ویژگی باعث میشود، مخاطب کتاب با آگاهی قبلی از کلیت هر منبع به سراغ آن منابعی برود که در کار پژوهشی خود میتواند کارآمد محسوب شود و به این ترتیب تا حد زیادی از اتلاف وقت مخاطب جلوگیری میشود.
در واقع نویسنده این کتابشناسی اگرچه میتوانسته تنها به ذکر منابع بسنده کند اما شیوه دشوارتری را که مستلزم مطالعه کامل و دقیق هر منبع و تنظیم چکیده از آن بوده برگزیده و برای راحتی مخاطب و کارآمدی هرچه بیشتر کتاب خود، دشواری را به جان خریده است و این نکته میتواند، به عنوان یک ویژگی ارزشمند مورد توجه دیگر پژوهشگرانی که در کار تهیه و تدوین کتابشناسیها در حوزههای گوناگون هستند نیز مورد توجه قرار گیرد.
یکی دیگر از ویژگیهای مثبت این کتابشناسی را باید حاصل رویکرد جامعنگرانه کرباسی در کار خود دانست، اینکه او در تدوین کتاب با دسته بندی موضوعی سعی کرده همه آثاری را که به نوعی در این زمینه مورد استفاده واقع میشوند را در مداخل کتاب از چشم دور ندارد و در واقع این کتابشناسی را نه فقط برای آنها که به صورت علمی در حوزههای علومانسانی پژوهش میکنند کارآمد سازد بلکه آن را برای دیگر محققان نیز مرجعی سودمند ساخته است.
برای نمونه اگر یک منتقد ادبی بخواهد در تحقیقی موضوعی به سراغ آن دست آثار ادبی که به طلاق پرداختهاند، برود، میتواند منابع مورد نظر خود را در یکی از فصول کتاب بیابد.
برای نمونه کرباسی فصل دهم کتاب را به «ادبیات طلاق» اختصاص داده و در مدخلهای این فصل به معرفی آثار داستانی با موضوعیت طلاق که در قالب کتاب یا در نشریات چاپ شدهاند میپردازد.
او در این زمینه حتی داستانهای مینی مالیستی (داستانکها) را نیز از نظر دور نمیدارد و علاوه بر درج خلاصهای از داستانهای بلند، متن کامل داستانکها را که حجمی کوچک داشتهاند در این مدخلها جای داده است.
با این اوصاف در یک جمعبندی کلی در مورد این کتاب،فارغ از برخی لغزشهای کوچک که در هر کار تحقیقی آن هم در این حجم، طبیعی است باید گفت که حاصل کار نویسنده کتاب درخور تقدیر و در نوع خودکارآمد و قابل توجه است و حتی میتواند سبک و فرم تنظیم این کتابشناسی در موضوعات دیگر نیز مورد استفاده قرار گرفته و یک الگو باشد؛
هرچند که همواره بحث تفاوت سلیقهها وجود دارد و میتوان در نحوه تقسیمبندی فصول یا اضافه و کم کردن برخی مدخلها سلیقه دیگری را اعمال کرد اما تا آنجا که کار به اسلوب کلی آن بازمیگردد، علمی و تا حد امکان کم نقص بوده و این خود امتیاز بزرگی است که میتوان پای این کتاب و زحمتی که مولف آن کشیده، گذاشت.
در نهایت نیز باید ذکری هم از ناشر (امیرکبیر) کرد که این کتابشناسی را در 625 صفحه، 1000نسخه، قیمت 9500تومان، با چاپ ارزنده روانه بازار کرده است، هرچند که نام ناشر از قدمت و اعتبار بسیاری برخوردار است که به نظرمیرسد هنوز با آن انتظاراتی که درباره آن وجود دارد ( با کارنامه فعلی) فاصله دارد.
مطالب مشابه :
تحقیق درباره طلاق تحقیق اینترنتی آماده پرینت (یاهو)
yahoo - تحقیق درباره طلاق تحقیق اینترنتی آماده پرینت (یاهو) -
طلاق
تحقیق - طلاق اگر درباره هر موضوعی تحقیق لازم داشتید در قسمت نظرات موضوع آن را بنویسید تا
تحقيق در مورد طلاق , مقاله در مورد طلاق
ازدواج و طلاق (سردفتر ) ممکن است این زنی باشد که تردید کمتری درباره نفس طلاق داشته باشد.
مقاله درمورد طلاق
درباره همسر آینده خود تحقیق کنند تا به شناخت کافی برسند، انتخاب رشد ۲۱ درصدی آمار طلاق
طلاق
مقاله تحقیق رفیق ملاویسه - طلاق - 1- تاکيد فراوان درباره دقت در انتخاب
طلاق
موضوع تحقیق: بررسی اثرات طلاق بر پیشرفت تحصیلی فرزندان در دوره ابتدایی در بخش کورین زاهدان
مقاله بررسی مسئله طلاق علل وعوامل اصلی آن
در این تحقیق به این موضوع می پردازیم. درباره ی طلاق عقاید و نظرهای مختلفی ابراز شده است.
تحقیق : در زمینه طلاق 70 صفحه
محل استقرار رمان خوانها - تحقیق : در زمینه طلاق 70 صفحه - ××× دانلود فیلم ، دانلود بازی
برچسب :
تحقیق درباره طلاق